اتفاقی بازیگر «پشت پرده» شدم

باکس آفیس ایران : بازیگر سریال «پشت پرده» از اینکه یک باره و بدون هیچ کلاس و کارگاهی وارد دنیای بازیگری شده و به این سریال پیوسته است، سخن گفت.

مهدی دهقان نقاش و مدرس هنرهای تجسمی، در سریال طنز «پشت پرده» به کارگردانی محمدرضا حاجی‌غلامی در نقش عارف یکی از شخصیت‌های اصلی داستان، بازی کرده است. او که سابقه بازیگری نداشته، به طور اتفاقی برای این نقش انتخاب شده و تجربه‌ای متفاوت و چالش‌برانگیز را در این سریال پشت سر گذاشته است. سریال «پشت پرده» از سریال ‌های شبکه دو سیماست که روزهای پایانی پخش خود را پشت سر می گذارد و به این بهانه با مهدی دهقان بازیگر نقش عارف گفت‌وگو کرده‌ایم.

*از نقش عارف در سریال «پشت پرده» بگویید، با توجه به اینکه پیش از این بازیگر نبودید چطور انتخاب شدید؟

من نقش عارف تک پسر خانواده یزدی و فرزند وسط را در سریال «پشت پرده» بازی می‌کردم. عارف شیطنت هایی دارد و داستان با پیامدهای عملکرد او جلو می رود. عارف عاشق زندگی است و دوست دارد در آینده به یک جایگاه خوب برسد و از اینکه به جایی نرسد، می ترسد. در راستای این هدف هم گاهی ایده هایی به ذهنش می رسد که او را از مسیر دور می کند.

حضور من در این پروژه خیلی اتفاقی بود. هیچ آشنایی با آقای حاجی‌غلامی کارگردان مجموعه نداشتم و کارگاه هنرهای تجسمی من در جایی بود که گروه پیش تولید سریال در آنجا حضور داشت. افشین سنگ‌چاپ دستیار کارگردان، از من تست گرفت و بعد از چند جلسه کار، متوجه شدم که برای نقش عارف انتخاب شده‌ام. من قبل از سریال «پشت پرده» هیچ تجربه بازیگری نداشتم. حرفه‌ام هنرهای تجسمی و نقاشی و مجسمه سازی بود و همین روزهای اول کار را برایم خیلی سخت کرده بود. با کمک کارگردان و دیگر عوامل سریال، کم‌کم به فضا مسلط شدم و از تجربه‌ام لذت بردم. افشین سنگ چاپ به من گفت که چون تجربه گرا هستی و در چند رشته هنری فعالیت داری دوست دارم که چند سکانس بازی کنی تا بازیگری را هم تجربه کنی. آقای سنگ چاپ گفت تو در درام و تراژدی استعداد داری اما اینجا باید به سمت کمدی تغییر موقعیت دهی.

*دوست داشتید که در حوزه بازیگری هم تجربه ای داشته باشید؟

بله. بازیگر مورد علاقه ام آل پاچینو است و علاقه‌مند به سینما هستم و سینما را خیلی پیگیری می‌کنم.

*قبل از سریال تمرین یا آموزشی هم در زمینه بازیگری داشتید؟

خیر. هیچ کلاس و تمرینی نداشتم. روزهای اول واقعا سخت بود. مثل بقیه که در تمرین یاد می گیرند اما من در اجرا یاد گرفتم. روزهای اول بعد از فیلمبرداری وقتی به خانه می آمدم می نشستم گریه می کردم (با خنده) اما سعی کردم درباره بازیگری کتاب و مقالاتی بخوانم و مطالعه کنم. حدود ۱۰ روز که گذشت از آقای حاجی غلامی پرسیدم که اگر نکته مثبت یا منفی هست به من بگویید تا در ادامه بهتر باشم. او به من گفت الان همه چیز خوب است به جز دو سه تا نکته که سعی کردم آن‌ها را رفع کنم.

*نظر خودتان درباره تجربه بازیگری چه بود؟

به نظر خودم در شروع کار تجربه سنگینی بود و انگار دست و پای کسی را بسته‌اند و به دریا می‌اندازند تا شنا یاد بگیرد. اما به خاطر تجربه ای که تا الان در زندگی داشته‌ام خداراشکر همیشه در مسیر بوده‌ام و هیچ وقت به مقصد فکر نکرده‌ام. خودم را نقاشی می دانم که در کنارش کارهای دیگری انجام داده‌ام. بیشتر خودم را هنرمند هنرهای تجسمی می دانم که در کنارش در حوزه موسیقی هم فعالیت کرده‌ام، در کنارش کار فنی هم انجام داده‌ام یا نجاری و بازیگری هم تجربه کرده‌ام. هیچ وقت دوست نداشتم مقصدی برای خودم تعیین کنم. من به واسطه مدرس بودنم همیشه به هنرجوهایم می گویم که آدم زمانی می میرد که نتواند چیزی یاد بگیرد. اگر من در سن ۳۱ سالگی توانستم کاری را از صفر شروع کنم باید یک دمت گرم به خودم بگویم.

*نظر دیگر بازیگران سریال که تجربه زیادی دارند چه بود؟

اوایل شاید برای آنها کمی جای تعجب داشت. به این دلیل که من حتی تجربه کار تئاتر هم نداشتم اما وقتی زمان گذشت نظرشان جلب شد. اتاق عارف هم در سریال به گونه ای بود که بیشتر وسایل نقاشی خودم را آنجا چیدم. با ورود آقای شفیعی جم به داستان هم اوضاع بهتر شد و وقتی متوجه شد نقاش هستم، گفت خوشحال است که یک بازیگر نقاش در داستان است و اینکه خودش هم تمام میمیک چهره اش را به پشتوانه نقاشی وارد بازیگری اش کرده است.

*حالا که سریال به قسمت های پایانی خود رسیده است بازخورد اطرافیان نسبت به بازی شما که اولین حضورتان در مقابل دوربین است چه بود؟

اطرافیان که همه دوست داشتند و لطف دارند و دنبال می‌کنند اما قطعا یک سری افراد هستند که دوست نداشتند و به نظرم طبیعی است.

*تجربه کار در سریال برای شما چگونه بود؟

من بیست سال است که در فضای هنری کار کرده‌ام و به واسطه دوستانی که در شاخه های مختلف داشتم با سختی کار آشنا بودم. سختی و آسانی کار را با هم می بینم و برایم موضوعی بود که جالب است و در نهایت می توان از آن به شیرینی یاد کرد. اما تجربه خوب و متفاوت و جدیدی بود. سکانس هایی بود که با وجود سرما باید خیس می شدم یا بالای درخت می رفتم یا یک جاهایی کتک هم می خوردم که بعضا خطرناک بود.

*روحیه خودتان چگونه است؟ الان که با شما صحبت می کنم ظاهرا آدم جدی هستید؟

در جمع دوستانه خیلی شوخ طبع هستم. اما تدریس باعث می شود که صبر و حوصله ات زیاد شود و یک مقدار متانت به رفتارت می دهد. در عین حال پرشور هستم و در پشت صحنه هم سعی می کردم ویژگی های نقش عارف را نگه دارم و سربه سر دوستان می گذاشتم.

*چقدر شخصیت های قصه به مردم یزد نزدیک است؟

این نکته را برای همشهری‌های یزدی‌ام می‌گویم. در نمایش کاراکتر عارف و شیرین نمی‌خواستیم بگوییم که تیپیکال دخترها یا پسرهای یزدی این مدلی هستند. به فراخور موقعیت طنز یک کاراکتر خلق شده است و می خواستیم لحظات خوبی را برای مخاطب به وجو د بیاوریم و اگر جایی آزرده خاطر شدند من به نمایندگی از همه عوامل عذرخواهی می کنم.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند